صفحه شخصی عباس پسندیده (دانشیار دانشگاه قرآن و حدیث)

روزنه ای به کهکشان معارف اسلامی

رمضان و «قدرت مهار خود»



مجموع: ۰

بازدید: ۲۶۳۵

یادداشت

رمضان و «قدرت مهار خود»

ارسال شده در: 18 خرداد 1395 - 19:24 توسط عضو هیئت علمی دانشكده علوم حدیث

اصطلاح:

قدرت مهار خود

وقتی خداوند متعال، بهشت و دوزخ را آفرید، نخست به جبرئیل فرمود: به بهشت و آنچه برای اهل آن آماده کرده­ام، نگاه کن. وی، چنان آن را لذت بخش دید که گفت: به عزتت سوگند هر کس وصف آن را بشنود، حتماً وارد آن می­شود. آن گاه خداوند راه دستیابی به آن را با محنت و رنج، درآمیخت و بار دیگر نظر جبرئیل را پرسید. وی گفت: به تحقیق از آن ترسم که هیچ کس وارد آن نشود! سپس به وی فرمود: به سمت دوزخ برو و آنچه را برای اهل آن آماده کرده­ام، ببین. وی وضعیت را چنان دید که گفت: به عزتت سوگند کسی نیست که وصف آن را بشنود و داخل آن گردد. آن گاه خداوند راه آن را با لذت درآمیخت و دوباره نظر وی را جویا شد. جبرئیل در پاسخ گفت: به تحقیق از آن ترسم که همه وارد آن شوند و هیچ کس از آن نجات نیابد![1]

این، صرفاً یک حکایت و مربوط به آخرت نیست، داستان زندگی هر روز ماست و بلکه فراتر از آن، بیان­گر قانون زندگی است. لذا امام علي(ع) گزارش مي­كند كه رسول خدا(ص) هماره مردم را به اين حقيقت توجه مي­دادند كه بهشت با محنت آميخته است و دوزخ با لذت.[2] بهشت و دوزخ، نماد اعلای کامیابی و ناکامی­اند. در قطعه قطعه زندگی ما داستان بهشت و دوزخ جریان دارد. زندگی دنیا پر از داستانهای بهشت و دوزخ فراوانی است که پیش از آن واقعه عظیم رخ می­دهد. موفقیت تحصیلی را در نظر بگیرید که شیرین و لذت­بخش است، اما راه پرمشقتی دارد. سلامتی یک بیمار را در نظر بگرید که آرزوی همگان است، اما راه آن، مصرف داروی تلخ و تزریق آمپول دردناک و پرهیز از خوردنی­ها و آشامیدنی­های لذت بخش است و... اموری از این دست، داستان هر روز ماست. پرسش این است که چه باید کرد؟ حکایت بهشت و دوزخ، یک داستان واقعی بود که مبتنی بر سنن و قوانین زندگی است. تحلیل این قوانین می­تواند ما را در یافتن پاسخ یاری دهد.

تحلیل امور زندگی

امور پیش روی ما، حقیقت­هایی هستند که ماهیت خاص خود را دارند و قوانینی بر آنها حاکم است که بدون رعایت آنها، نمی­توان درست عمل کرد و به کامیابی دست یافت. لذا از ضرورت­های زندگی موفق، داشتن تحلیلی واقع­گرا از امور پیش روی زندگی است.

وقتی از منظر زمان به امور پیش روی خود نگاه می­کنیم، یا مربوط به «حال» هستند و یا مربوط به «آینده»[3]؛ بدین معنا که یا سود آنها، اکنون به ما می­رسد و یا در آینده. بنا بر این، از این منظر، ما دو مفهوم «حال و آینده» را در زندگی داریم. از سوی دیگر، از منظر خوشایندی و ناخوشایندی که به امور پیش روی خود نگاه کنیم، یا «محنت» دارند و یا «لذت»؛ بدین معنا که یا انجام آنها سخت و دشوار است و یا سهل و راحت. از این رو، با دو مفهوم دیگر به نام «لذت و محنت» هم رو به رو هستیم.

آنچه مهم است این که در صحنه عمل، این دو دسته از امور، جدای از هم وجود ندارند و با یکدیگر ترکیب می­شوند. این گونه نیست که برخی امور مربوط به حال یا آینده باشند و برخی دیگر مربوط به لذت و محنت، بدون این که ارتباطی میان آنها برقرار باشد. حال و آینده، تنها بستر زمانی تحقق امورند و لذت و محنت، ویژگی اموری هستند که در این بستر وجود می­یابند. از این رو، این دو دسته از امور در یکدیگر ضرب شده و چهار مفهوم جدید را به وجود می­آورند: «لذت حال» و «لذت آینده»؛ «محنت حال» و «محنت آینده». لذت، هم در حال قابل تحقق است و هم در آینده. محنت نیز هم در حال قابل تصور است و هم در آینده. لذا اموری که با آن رو به رو هستیم، گاه لذت حالی است و گاه لذت آتی. همچنین محنت، گاه حالی است و گاه آتی.

نکته مهم دیگر در باره نحوه چینش مفاهیم چهارگانه جدید در محور زمان است. در چينش اين مفاهيم چهارگانه، تقابل و تضاد آنها با يكديگر، یک اصل است و ما باید از مفاهیمی که در برابر یکدیگر قرار می­گیرند، یکی را برگزینیم. این گونه نیست که امور زندگی از جنس (لذت حال – لذت آینده) و یا (محنت حال – محنت آینده) باشند؛ بلکه به شکل ضربدری چیده می­شوند: (لذت حال – محنت آینده) و (محنت حال – لذت آینده)؛ لذا یا باید لذت حال و محنت آینده را برگزینیم و یا محنت حال و لذت آینده را. این، وضعیت امور و قانون حاکم بر زندگی ماست.

انسان به لحاظ طبع اولیه خود، «حال­گرا» و «لذت­گرا» است. بر اساس حال­گرایی، توان صبر برای آینده را ندارد و بر اساس لذت­گرایی، توان تحمل محنت را ندارد و از آن گریزان است. این را در دو نمونه­ای که در آغاز طرح کردیم به خوبی می­توان یافت. دانش آمور و دانشجو، ممکن است به لذت حال بیندیشد و از سختی درس و مطالعه گریزان باشد. و یا بیمار ممکن است به لذت اکنون خود بیندیشد و از داروی تلخ و آمپول دردآور فراری باشد. از این رو، بشر در انتخاب خود، به سراغ «لذت حال» می­رود و این نتیجه­ای جز محنت که همان شکست و ناکامی آینده است، در برندارد. موفقیت و کامیابی در معادله (محنت حال – لذت آینده) قرار دارد و البته این، سخت و دشوار است. در این وضعیت چه باید کرد؟ طبع انسان چیزی را می­طلبد و مصلحت انسان در چیز دیگر است!

تحلیل تقوا

بر اساس این واقعیت­ها، معلوم می­گردد که انسان برای کسب موفقیت به نیرویی نیاز دارد تا با کمک آن بر دو کشش قوی حال گرایی و لذت گرایی چیره شود و وی را به سمت لذت آینده بکشاند. این نیرو باید بتواند انسان را از کارهایی که به آن علاقمند است (لذت حال)، باز دارد تا ناکام نگردد(محنت آینده) و به کارهایی که از آن گریزان است(محنت حال)، وادارد تا به کامیابی دست یابد(لذت آینده). پس ما به نيرويي نياز داريم كه با كنترل نفس، در مقام عمل هم بازدارنده باشد و هم وادارنده.  این نیرو همان چیزی است که در ادبیات دین، به نام «تقوا» شناخته می­شود. تقوا  به معني خويشتنداري و بازداري نفس بوده و كسي را كه از توان خويشتنداري و خود نگهداري برخوردار باشد، «متقي» نامند. مرحوم شهيد مطهري در اين باره مي‌فرمايد: اين كلمه از ماده «وقي» است كه به معناي حفظ و صيانت و نگهداري است. معناي اتقاء، احتفاظ است ... بنا بر اين، ترجمه صحيح كلمه تقوا «خودنگهداري» است كه همان ضبط نفس است، و متقين يعني «خود نگهداران».[4]

در ادبیات دین، رفتارهای مثبتی که ما را به موفقیت می­رساند، طاعت نامیده می­شود و رفتارهای نادرستی که انسان را به ناکامی سوق می­دهد، معصیت نامیده می­شود. امام علی(ع) می­فرماید: «هیچ طاعتی نیست، مگر آن که با سختی همراه است و هیج معصیتی نیست، مگر آن که با لذت همراه است. پس رحمت خدا شامل کسی باد که از شهوت جدا شود و هوس خود را ریشه کن کند.[5] بنا بر این، برای موفقیت باید از لذت­های آنی جدا شد. امام علی(ع) در باره نقش تقوا می­فرماید: «بدانيد كه گناهان (فجور) همچون اسبان چموش سركشي هستند كه گناهكاران بر آنها سوارند ولگامهايشان رها گشته است. چنين اسباني سواران خود را در آتش فرو اندازند. بدانيد كه تقوا همچون مركبهاي رامي است كه پرهيزكاران بر آن سوارند و افسارهاي آنها را گرفته‌اند، چنين مركبهايي سواران خود را به بهشت ميبرند.»[6]  اين حقيقت در ادبيات پيشوايان دين (عليهم السلام)، با تعابيرهاي ديگري همچون: اجتناب، ترك، حصن، حرز، جنة، حاجز، وقاية، كف، عصمت، صيانت و مانند آن آمده است.[7] تقوا نیروی قدرتمندی است که به انسان «توان کنترل نفس» و مدیریت خواسته­های آن را می­دهد. تقوا به انسان «توان بازداری» از هر آنچه لذت بخش اما عامل ناکامی است، می­دهد. تقوا به انسان «توان انتظار کشیدن» می­بخشد تا از چمبره حال­گرایی آزاد و به لذت پایدار آینده بیندیشد. تقوا به انسان «توان به تأخیر انداختن ارضاء» می­بخشد تا بتواند از لذت آینده سوز امروز دست کشد. تقوا به انسان «توان مقاومت در برابر وسوسه» می­دهد تا اسیر هوس­های ناکام کننده امروز و خواسته­های ویرانگر اکنون نگردد. تقوا از طریق کنترل نفس، «لذت گرایی حال» را مهار می­کند و انسان را به لذت آینده متوجه می­سازد.

تقوا، چنان جایگاهی در کامیابی زندگی دارد که دانشمندان نیز به حقیقت آن اعتراف کرده­اند. دانشمندان بر اساس تجربه و آزمون و خطا، بالاخره به این نتیجه رسیدند که انسان به مهار نفس (Self-Control) نیاز دارد تا گرایش­های نادرست آن را کنترل کند. برخی دیگر با تأکید بر این که انسان برای موفقیت و کامیابی به توان تأخیر ارضاء (Delay Gratification) نیاز دارد، به وضوح، از چیزی به نام توان بازداری (Inhibition) و منع (Suppression) و مقاومت در برابر وسوسه (Temptation) یاد می­کنند.[8] برخی دیگر عامل موفقیت را نه در هوشبهر بالا (IQ) که در هوش هیجانی بالا (EQ) می­دانند که یکی از مؤلفه­های آن، مهار نفس است.[9] همه اینها چیزی جز همان مفهوم تقوا نیست. این نشان می­دهد که تقوا، نه صرفاً یک مفهوم دینی، بلکه ضرورت زندگی است و بدون آن خوشبختی و کامیابی امکان پذیر نیست.

راه­هاي تقويت تقوا

  1. روزه بگيريد. روزه، سبب مي­شود انسان از اذان صبح تا اذان مغرب، از لذت­هاي حلال چشم­پوشي كند. به همين جهت موجب تقويت توان انتظار كشيدن و به تأخير انداختن ارضاء مي­گردد. به همين جهت قرآن كريم فلسفه روزه را تقوا اعلام نموده است«...لعلكم تتقون».[10]
  2. از سرگذشت ديگران عبرت بگيريد. مطالعه تجربه زندگي ديگران، توان خويشتنداري را در انسان تقويت مي­كند و رفتار انسان را براي رسيدن به موفقيت تنظيم مي­نمايد.

دورانديش باشيد. دورانديشي و عاقبت­نگري كه در ادبيات دين از آن با نام حزم ياد مي­شود، انسان را با پيامد منفي رفتارها آشنا كرده و از راه برانگيختن خوف، انسان را از آن دور مي­سازد و همچنين انسان را با پيامدهاي مثبت رفتارها آشنا كرده و از راه برانگيختن اميد، انسان را به آن نزديك مي­سازد. بررسي آينده و در نظرگرفتن پيامد رفتارها، موجب مي­شود تا انسان از لذت امروز كه محنت آينده را درپي­دارد، دست كشيده و به محنت امروز كه لذت آينده را درپي­دارد، دست زند. لذا به اين توصيه رسول خدا(ص) توجه كنيد كه: «هر گاه خواستي كاري انجام دهي، در عاقبت آن بينديش؛ اگر خوب بود اقدام كن و اگر بد بود، ترك كن.»[11]

 

[1] . ر. ک: السنن ترمذي، ج4، ص97.

[2]. نهج البلاغه، خطبه 176.

[3] . درست است که در محور زمان، گذشته نیز وجود دارد، اما گذشته، از امور پیش روی بشر نیست. اموری که باید در باره آنها تصمیم بگیریم و انتخاب کنیم، یا مربوط به آینده است و یا مربوط به حال.

[4] . ده گفتار، صص 16 و 17.

[5]. نهج البلاغه، خطبه 176.

[6] . ميزان الحكمة: ج 14، ص 6996، ح 22389.

[7]  . ر. ک: عباس پسندیده، اخلاق پژوهی حدیثی.

[8]  . ر. ک: جان. اچ. فلاول، رشد شناختی: ص 110.

[9]  . ر. ک: دانیل گلمن، هوش هیجانی.

[10] . بقره: 183.

[11]  . كتاب من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص 294، ح 890.

نظرات

یادداشت ها

کتاب ها