صفحه شخصی عباس پسندیده (دانشیار دانشگاه قرآن و حدیث)

روزنه ای به کهکشان معارف اسلامی

نیایش و پژوهشهای روانشناختی



مجموع: ۰

بازدید: ۳۳۲۱

یادداشت

نیایش و پژوهشهای روانشناختی

ارسال شده در: 14 آذر 1395 - 08:46 توسط دکتر عباس پسندیده

اصطلاح:

یکی دو سال پیش، توفیق حضور در مراسم دعای عرفه حرم رضوی را داشتم. هر چند در طول دعا مداح محترم که از مداحان معروف کشوری بود، گریزهایی را می­رفت که حکم سرعت­گیر را داشت، اما قابل تحمل بود؛ تا این که دعا به این فقره رسید: «یا مَنْ دَعَوْتُهُ مَریضاً فَشَفانى، وَعُرْیاناً فَکَسانى وَجـائِعاً فَاَشْبَعَنى وَعَطْشانَ فَاَرْوانى...» یعنی: «اى کسی كه او را در بيمارى دعا کردم، شفايم داد، و در حال برهنه گی، پس پوشاند مرا، و در حال گرسنگى پس سيرم كرد و در حال تشنگى، پس سيرابم نمود...» اینجا گریزی زد که فریاد خاموش مرا برانگیخت و آه از نهادم بلند شد. به مناسبت واژه عطشان، تشنگی کربلا را یاد کرد و مصیبت خواند. خواندن در رثای سیدالشهداء علیه السلام، نه تنها جایز بلکه لازم و واجب است؛ اما هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد.

ماه پایانی فصل دوم امسال، با ماه ذی الحجة همراه است. ایام حج، تمرین توحید و مانور سالانه بندگی خداست. مناسک حج با پیراستگی از همه تعلقات رنگانگ دنیوی و پوشیدن لباس سپید و یک­رنگ بندگی و لبیک گفتن به ندای «ألست بربکم؟» خداوند شروع می­شود (احرام بستن) و با حضور در صحرای عرفات به معرفت وشناخت می­رسد (وقوف در عرفات) و با ماندن در مشعر که مرز منا است، شبی را با خدای خود خلوت می­کند(بیتوته در مشعر) و با حضور در منی، شیطان را نه یکبار که سه بار از خود می­راند (رمی جمرات) و نفس اماره و خواهش­های نفسانی را ذبح می­کند(قربانی). در این حال است که توفیق حضور در حرم امن الهی را پیدا می­کند و گِرد خانه دوست می­گردد(طواف). طواف یعنی نقطه کانونی زندگی من «الله» است، نه نفس...

همه اینها برنامه­هایی برای تزکیه، تغییر، تنظیم و ارتقای خود است؛ چیزی که روان­شناسی به ویژه در رویکرد مثبت خود به دنبال آن است و البته در روان­شناسی اسلامی جای ویژه­تری به خود اختصاص می­دهد که باید مورد توجه جدی قرار گیرد. به نظر می­رسد می­توان از آن به عنوان جزئی از یک مداخله روان­شناختی استفاده کرد و یا الگوبرداری کرده و برای طراحی مداخله­های روان­شناختی الهام گرفت. در سرمقاله شماره دوم گفتیم که محور و ستون فقرات روان­شناسی اسلامی، توحید ادراک­شده است. دعای عرفه، سراسر توحید و خداشناسی است. قطعه­ای که در آغاز بدان اشارت رفت، به مصادیق عینی توحید در زندگی اختصاص دارد، نه واقعه دردناک و جانکاه کربلا. تأسف من از این جهت بود که چرا نباید مردم را با خداوند آشنا کنیم. آن جریان نشان می­دهد که «خدا، اول مظلوم آفرینش است»! اساساً رمز موفقیت سیدالشهدا علیه السلام و اصحاب و همراهان آن حضرت (به عنوان مثبت­ترین شخصیت­های تاریخ بشر) در موحّد بودن آنان است. توحید در صحرای کربلا موج می­زند. تا مردمی موحد نداشته باشیم، حسینی شدن محال است. لذا باید از فرصت دعا و حتی فرصت ایام شادی و عزا، برای آشنا کردن مردم با معارف الهی استفاده نمود؛ به ویژه آنجا که دعا در باره اوصاف خداوند است، مانند همان قطعه از دعای عرفه که گذشت.

به موضوع دعا بازگردیم. از منابع مهم و موضوعات اساسی در روانشناسی اسلامی، دعاهای معصومان علیهم السلام است. «در اهميت دعا همين بس كه روح و مغز عبادت است و به همين دليل سودمندتر از قرائت قرآن بلكه با فضيلت‏تر از همه عبادات از آن ياد شده است. دعا، كليد رحمت الهى، مايه تقرب به خدا، موجب تأمين خواسته‏ها، سلامتى از شيطان و زندگى جان است. دعا، نه تنها در رهايى از گرفتارى‏ها و دردها و رنج‏هاى زندگى به انسان كمك مى‏كند بلكه مى‏تواند سرنوشت قطعى زندگى را تغيير دهد و از بلاهاى گوناگون پيشگيرى نمايد و از اين رو پيشوايان اسلام، پيشدستى و تقدم در دعا را توصيه كرده‏اند، خود آنان نيز پيش از همه و بيش از همه اهل دعا و مناجات با خداوند متعال بوده‏اند. به دليل آثار و بركات فراوانى كه «دعا» در زندگى فردى و اجتماعى انسان دارد، قرآن كريم با تأكيد فراوان و با بيانهاى گوناگون مردم را بدان فرا مى‏خواند و نسبت به سستى در عدم بهره‏بردارى از اين كليد رحمت و سعادت هشدار مى‏دهد و تأكيد مى‏فرمايد كه «دعا» ميزان وزن و اعتبار و ارزش انسان نزد خداوند متعال است‏: "قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُمْ؛[1]بگو: اگه دعاى شما نباشد، پروردگارم هيچ اعتنايى به شما نمى‏كند."»[2]

دعا از چند جهت می­تواند مورد بررسی روانشناختی قرار گیرد:

یکی بعد حسّی و هیجانی و روانی دعاست. دعا از عواملي است كه تأمين كننده بخش از لذت­ها و شادي­هاي انسان است. انسان نياز شديد به انس با غير خود دارد. تنهايي براي انسان، تلخ و آزاردهنده است. انسان تنها، احساس خلأ مي‏كند ؛ احساس دردآوري كه هيچ چيز حتّي ثروت و شهرت و رياست، آن را پر نمي‏كند. ما نه براي تأمين نيازهاي مادي زندگي ، بلكه براي تأمين نيازهاي عاطفي‏مان نياز به اُنس گرفتن با ديگران داريم. انس با ديگري، به تناسب ماهيت انسان مراتبي دارد؛ انس با دوست، انس با خانواده و بالاخره انس با خدا. ما سرآغازي به نام خدا داريم كه با ورود در اين دنيا، از آن دور افتاده­ايم. از اين رو ، در اين دنيا دچار احساس غربت و دلتنگي مي­شويم كه با هيچ عنصر ديگري برطرف نمي­شود. دعا، ارتباطي است كه موجب برطرف شدن اين احساس غربت و دلتنگي مي­شود. مولوی این احساس را چنین می­سراید:

بشنو از ني چون شكايت مي‏كند از جدايي‏ها حكايت مي‏كند

كز نيستان تا مرا ببريده‏اند از نفيرم مرد و زن ناليده‏اند

سينه خواهم شرحه شرحه از فراق‏ تا بگويم شرح درد اشتياق‏

هر كسي كو دور مانْد از اصل خويش‏ باز جويد روزگار وصل خويش.[3]

بعد دیگر دعاها، بعد معرفتی آنهاست. دعا، هر چند زبان حسّ و حال است، اما از معرفت تهی نیست. معصومان (ع) بر مبنای معرفت، مناجات می­کرده­اند. دعا نشان دهنده مبنای فکری و معرفتیِ ارتباط با خداست. تجربه هیجانی ارتباط با خدا در سیره معصومان، یک تجربه کور نیست، بلکه تجربه­ای است مبتنی بر شناخت و آگاهی. از این رو، دعاها یکی از منابع غنی برای تحقیقات روان­شناختی است. به عنوان نمونه:

  • دعای عرفه مملو است از شمردن داشته­ها و نعمت­های زندگی. ناآگاهی از داشته­های موجود و منحصرسازی آنها در چند عنوان مادی، از عوامل مهم در نارضایتی و ناسازگاری روان­شناختی است. این دعا می­تواند به ما در شناخت داشته­های زندگی و برانگیختن حس قدردانی و رضامندی کمک کند.
  • همین امر را در دعای جوشن صغیر نیز می­توان مشاهده کرد. در این دعا، امام کاظم علیه السلام در هفده فقره با استفاده از روش مقایسه به تشریح داشته­های زندگی می­پردازد و در پایان هر فقره این جمله را تکرار می­فرماید: «فَلَک الْحَمْدُ یا رَبِّ مِنْ مُقْتَدِرٍ لاَ یغْلَبُ وَ ذِی أَنَاةٍ لاَ یعْجَلُ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلْنِی لِنَعْمَائِک مِنَ الشَّاکرِینَ وَ لِآلاَئِک مِنَ الذَّاکرِینَ‏؛ پس حمد برای توست ای پروردگارم! از آن جهت که تو آن توانایی هستی که مغلوب نمی‏شوی و بردباری که هرگز شتاب نمی‏کند. درود فرست بر محمّد و آل او و مرا از شکرگزاران نعمتت و یاد‏‏‏کنندگان احسانت قرار ده.»
  • هر جا در دعاها «تسبیح» خداوند مطرح شده است، معمولاً برای اصلاح ادراک اشتباه از خداوند و امور مربوط به اوست. در مقابل، «تحمید» برای ایجاد ادراک صحیح از خداوند متعال است. دعاکننده، نخست باید ذهن خود را از تصورات اشتباه نسبت به خدا (که بهداشت روان او را به مخاطره می­اندازد) پیراسته کند و سپس آن را با ادارکات صحیح از خداوند، آراسته سازد.

و این داستان همچنان ادامه دارد... قصد ما نه برشمردن همه ابعاد دعا، بلکه اشاره­ای به این موضوع بود تا طرح بحث شود. دعا گنجینه­ای بزرگ برای دانش روانشناسی اسلامی است. کشف این ابعاد نیازمند تلاش علمی و متقن است. اندیشمندان و دانش­پژوهان این حوزه می­توانند با مراجعه به ادعیه معتبر و مأثور از اهل بیت (ع) به بررسی ابعاد روان شناختی آنها بپردازند و دانش روانشناسی را غنی سازند. سخن پایانی این که اگر در دهه­های پیشین سخن از نقش دعا در درمان و بهبود بیماری­های روانی زده می­شد، آن را غیر علمی می­دانستند. اما امروزه رویکرد به دعا در درمان بیماری­های روانی افزایش یافته است. به قول شاعر:

"آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم            یار در خانه و ما گرد جهان میگردیم"

 

[1] فرقان: 77.

[2] . نهج الدعاء ج 1 ص 17.

[3] . مثنوي معنوي ، دفتر اوّل، بيت 1 - 4 .

نظرات

یادداشت ها

کتاب ها